خرید بک لینک
جسم من بی جان شده در حسرت دیدار دوست

عقل من زایل شده از غنچه ی تب دار دوست

ای فلک،این رسم جدایی که تو انداختی

کرده چشمم را جدا از دیده ی غمخوار دوست

میگذارد جسم و جانم روز و شب از دوریش

بی خبر باشم من از احوال و هم اسرار دوست

در هوایش تیغ بر کف،در صف نام آوران

میکشم آن را که باشد در پی آزار دوست

این رقیبان گرگ و روباهان در ظاهر نکو

جسم من تنها و تنها عاشق و دلدار دوست

برچسب: نویسنده: دانیال قاسمی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 20:36

صفحه بندی